انواع استراتژی فارکس

آشنایی با منطق بازارهای مالی

یک تحلیل‌گر تکنیکی معتقد است که همه اطلاعات یک سهام یا یک ارز در سابقه قیمت آن نهفته است و از روند حرکت قیمت، می توان برای آینده قیمت حدث و گمان هایی زد!

سفارش گذار (maker) و سفارش بردار (taker)

به طور خلاصه، سفارش گذار به کسی گفته می شود که با قیمت مدنظر خود در بازار سفارش ثبت کرده و این سفارش در لیست سفارشات قابل معامله بازار حتی برای مدت کوتاهی قرار می گیرد. سفارش بردار به کسی گفته می شود که از سفارش های موجود در بازار انتخاب نموده و با آنها معامله می کند.

دلیل اهمیت سفارش گذاری

اما چرا این مفهوم در بازارهای مالی حائز اهمیت است؟ پاسخ ساده است. مادامی که فرهنگ سفارش گذاری در بازار حاکم باشد، رقابت قیمتی در بازار شکل می گیرد و کشف قیمت به شکل عادلانه تری اتفاق می افتد. همینطور مفهوم دیگری تحت عنوان شکاف قیمتی یا اسپرد (spread) نیز کاهش می یابد. شکاف قیمتی در حقیقت اختلاف بین قیمت بهترین سفارش خرید و فروش است. هر چقدر در یک بازار این شکاف قیمتی کمتر باشد، امکان نوسان گیری کوتاه مدت بیشتر خواهد بود. برای روشن شدن این مطلب مثالی خواهم زد:

فرض کنید بهترین سفارش فروش بیت کوین موجود در بازار، ۱۰۰ میلیون تومان و بهترین سفارش خرید در بازار ۹۵ میلیون تومان باشد. شما به عنوان یک تریدر، روند بازار را صعودی می بینید. بنابراین منطق حکم می کند که در همین لحظه بهترین سفارش فروش موجود در بازار را به دلیل نقد بودن، خریداری کنید. در همین لحظه که خرید کردید، ۵ میلیون تومان ضرر کردید! چرا؟ چون اگر به هر دلیل از جمله غلط درآمدن پیش بینی شما از روند بازار تصمیم به فروش بیت کوین خود بگیرید، بهترین سفارش موجود در بازار که می تواند شما را دوباره به پول نقد برساند، ۹۵ میلیون تومان است. حتی اگر آشنایی با منطق بازارهای مالی رشد پیش بینی شده نیز اتفاق بیفتد با فرض حفظ همین شکاف قیمتی، بیت کوین باید حداقل ۵ میلیون تومان رشد کند تا شما تازه به نقطه سر به سر برسید!

پس حتماً شما نیز، با من هم عقیده اید که یکی از نکات مثبت یک بازار که می تواند برای تریدر حیاتی باشد، شکاف قیمتی است. در صورتی که فرهنگ سفارش گذاری در بازار شکل بگیرد، معامله کنندگان در بازار، مجبورند برای اینکه معامله مدنظر خود را به انجام برسانند با هم رقابت قیمتی داشته باشند و این موجب کاهش قیمت فروش و افزایش قیمت خرید خواهد شد تا جایی که این شکاف قیمتی به رقم کوچکی برسد.

اگر همه سفارش گذار شوند پس چطور معامله انجام می شود؟

توجه داشته باشید، سفارش گذاری حتی با وجود تخفیف در کارمزد همواره مطلوب نیست. فرض کنید در حال حاضر پیش بینی شما، از ریزش یا رشد شدید بازار در کندل بعدی تایم فریم یک آشنایی با منطق بازارهای مالی ساعته حکایت می کند. در صورتی که درصد موفقیت این پیش بینی برای شما زیاد به نظر برسد، قطعاً خرید یا فروش به لحظه یا به عبارتی، سفارش برداری سود بسیار بیشتری به نسبت کارمزدی که پرداخت می کنید عاید شما خواهد نمود. لذا مراقب دام طمع استفاده از تخفیف کارمزد در شرایطی که تحلیل درستی از بازار دارید، باشید چرا که ممکن است، صرف سفارش گذاری، هیچ گاه نقطه ورود یا خروج مدنظر شما حاصل نشود و از بازار جا بمانید.

فومو (FOMO) یا ترس از دست دادن در ارز دیجیتال چیست؟

کلمه فومو (FOMO) مخفف عبارت “Fear Of Missing Out” به معنی ترس از دست دادن است. هنگامی که فردی دچار فومو می‌شود، به سبب ترسی که بخاطر از دست دادن فرصت خیالی خود دارد، اقدام به انجام یک کار هیجان زده می‌کند. این اضطراب و هیجان منجر به آن می‌شود که فرد، نگران عقب افتادن از دیگران به سبب از دست دادن این فرصت خیالی شود.

عبارت فومو (FOMO) مخصوص بازار ارزهای دیجیتال و حتی بازارهای مالی نیست، بلکه در برخی مسائل اجتماعی دیگر نیز کاربرد دارد. از طرفی با گسترش بسیار زیاد شبکه‌های اجتماعی و افزایش فوق‌العاده ارتباطات بین مردم، احتمال مبتلا شدن به فومو (FOMO) نیز افزایش یافته است.

فومو

برای روشن‌تر شدن، اجازه بدهید از چند مثال ساده درباره وجهه اجتماعی فومو (FOMO) استفاده نماییم. فرض کنید شما در یکی از پیام‌رسان‌ها مانند تلگرام عضو هستید. در این صورت ممکن است مدام به این فکر کنید که آیا پیام جدیدی در تلگرام دارید؟ به همین منظور ممکن است شما لحظه‌ای نتوانید از گوشی خود فاصله داشته باشید و مدام ذهنتان درگیر این مسئله باشد. همچنین فرض کنید که در اینستاگرام خود یک استوری گذاشته‌اید. اگر ذهن شما به هنگام دور بودن از گوشی مدام درگیر این است که آیا کسی پاسخ استوری شما را داده، شما مبتلا به فومو شده‌اید. در این حالت، شما ترس از دست دادن دارید، ترس از دست دادن آن پیام‌ها.

فومو (FOMO) در بازارهای مالی چیست؟

تعریف فومو در بازارهای مالی کمی متفاوت با تعریف آن در مسائل اجتماعی است. در بازارهای مالی، فومو به ترس از دست دادن فرصت سرمایه‌گذاری و یا ترید اطلاق می‌شود. به عنوان مثال، فردی شنیده است که سرمایه‌گذاری در یک دارایی می‌تواند وی را به سودهای چند برابری برساند. احتمالا آشنایی با منطق بازارهای مالی این فرد اگر دانش کافی نداشته باشد و یا نتواند بر احساسات خود غالب شود، دچار فومو (FOMO) خواهد شد. به عبارتی این فرد نمی‌خواهد فرصت سرمایه‌گذاری پیش آمده را از دست بدهد و از دیگران جا بماند.

اما تاثیر فومو (FOMO) در بازارهای مالی روی قیمت دارایی‌ها چیست؟ اصولا اگر فومو به صورت همه‌جانبه توسط رسانه‌ها و افراد مطرح ایجاد شود، شاهد یک رشد حباب‌گونه در قیمت دارایی مدنظر خواهیم بود. به عنوان مثال، فرض کنید که قیمت یک سهم شروع به رشد می‌کند و از طرفی شرایط بازار به‌گونه‌ای است که در مدت اخیر، شاهد رشد نسبتا بالای سهام مختلف بوده‌ایم. اکنون افراد مختلف دچار این ترس می‌شوند که مبادا قیمت این سهم نیز مانند قبلی‌ها بالا برود و از سود آن جا بمانند. بنابراین سیل نقدینگی هیجانی وارد این سهم می‌شود و قیمت به صورت کاذب و بدون توجه به ارزش ذاتی دارایی بالا می‌رود. در اینجا به احتمال فراوان شاهد خروج سرمایه هوشمند در قیمت‌های بالا و در نتیجه افت سنگین قیمت خواهیم بود. زیرا فومو همواره مقطعی است و پس از مدتی احساسات از بین می‌رود.

تاثیر فومو (FOMO) در بازار ارزهای دیجیتال چیست؟

بازار ارزهای دیجیتال به سبب ثبت رشدهای عجیب ظرف چند سال گذشته، یکی از مستعدترین بازارها برای ایجاد فومو (FOMO) در افراد مختلف است. بنابراین بسیاری از افراد پس از ثبت یک رشد خوب در بازار، انتظار ادامه رشد و کسب سود‌های کلان چند هزار درصدی را دارند. لذا ترس از دست دادن فرصت خرید (FOMO) در این افراد ایجاد می‌شود و منجر به غلبه احساسات بر منطق و در نتیجه اتخاذ یک تصمیم اشتباه می‌گردد.

فومو

بسیاری از افراد در بازار ارزهای دیجیتال منتظر رسیدن قیمت بیت کوین به عدد 100 هزار و بالاتر هستند. شرایط بازار ارزهای دیجیتال و زمینه FOMO بسیار بالای آن منجر به آن شده است که نوسانات قیمتی نیز تشدید شود. بسیاری از افراد به هنگام افزایش بیش از 10 درصدی قیمت بیت کوین در یک روز، دچار فومو می‌شود و فکر می‌کنند که بازار ارز دستشان در رفته و از سودی که مدام در ذهن خود در مورد رسیدن قیمت بیت کوین به 100 هزار دلار را داشته‌اند، جا مانده‌اند. بنابراین احساسات غالب می‌شود و این افراد دقیقا در بالاترین قیمت‌ها در هر مقطع اقدام به خرید می‌کنند، غافل از اینکه قیمت بیت کوین از ابتدای سال 2018 تاکنون در یک روند خنثی قرار گرفته و بازار سر جای خودش بوده است!

سخن نهایی

در این مطلب به سوال «فومو (FOMO) چیست؟» پاسخ داده شد. اگر بخواهیم به صورت خلاصه بگوییم، هرگاه منطق در خرید یا فروش شما وجود نداشت، معامله را انجام ندهید. اگر بر اساس تحلیل تکنیکال معامله می‌کنید، بهتر است تمام معاملات خود را بر این اساس انجام دهید و جلو هیجانات خود را به هنگام رشد قیمت بگیرید. از طرفی، سعی کنید روی کالا یا دارایی‌ای سرمایه‌گذاری کنید که رسانه‌ها و همه مردم درباره رشد آن سخن نگویند. به عبارتی، هنگامی که یک بازار به گونه‌ای صعودی می‌شود که حتی عام‌ترین افراد با کوچکترین دانش تحلیل درباره آن سخن می‌گویند، از آن بازار دوری کنید، زیرا فاز FOMO آخرین مرحله از یک روند قدرتمند صعودی است و پس از آن افت‌های سنگین شروع خواهد شد.

فلسفه و منطق تحلیل تکنیکال

اکثر معامله گران کهنه کار و قدیمی سهام، اطلاعات زیادی در مورد روش تحلیل نموداری بازار ندارند. آنها بیشتر به آشنایی با منطق بازارهای مالی روش سنتی و آنالیز اخبار و اطلاعات که همان تحلیل بنیادی است اقدام به بررسی و خرید یک سهم می کنند.

این سبک تحلیل بازار دقیقا مثل این است که شما فقط با یک چشم بازار را ببینید…! حالا تصمیم داریم اندکی علم تحلیل تکنیکال را برایتان باز کنیم و توضیح بدهیم که اساسا تحلیل تکنیکال چیست و به بررسی چه عواملی می پردازد. قبل از آن شما را با یک اصل تحلیل تکنیکال آشنا می کنم..

یک تحلیل‌گر تکنیکی معتقد است که همه اطلاعات یک سهام یا یک ارز در سابقه قیمت آن نهفته است و از روند حرکت قیمت، می توان برای آینده قیمت حدث و گمان هایی زد!

اما حسن سرعت عمل در این روش تحلیلی بازار قابل مقایسه با تحلیل بنیادی نیست؛ چون اولا این امکان را به ما می دهد که در مدت کوتاهتری نسبت به تحلیل پایه‌ای (فاندامنتال)، تعداد خیلی بیشتری سهام را مورد مطالعه و بررسی قرار بدهیم و ثانیا نیاز به دانش بالای علوم اقتصادی و سیاسی (بر عکس تحلیل بنیادی) ندارد. در حال حاضر تحلیل تکنیکی در اکثر بورس های معتبر دنیا رواج زیادی پیدا کرده و طرفداران خاص خود را دارد.

اما تحلیل بازار از نقطه نظر تکنیکی منطق خاص خودش را دارد.. در حقیقت اگر بخواهیم اصل و اساس تحلیل تکنیکی بازار را دسته بندی کنیم شامل این موارد می شوند:

۱- همه چیز در نوسان قیمت خلاصه می شود.

مهم ترین اصل تحلیل تکنیکال دقیقا همین است… هر عاملی که بر قیمت سهام تاثیرگذار باشد، چه اقتصادی و چه سیاسی و یا روانشناختی و… به نوعی بر قیمت سهام اثر خواهد داشت و در نمودار منعکس خواهد شد.

بگذارید این طور بگویم که هر تغییر قیمتی همراه با یک محرک خارجی است و این امر امکان بررسی دقیق نوسان قیمت و تحلیل آن را برایمان میسر می سازد..

پس با این اوصاف با تحلیل نمودن نمودار قیمت، بازار خودش را به تحلیل گر نشان می دهد و در مورد آینده احتمالی آن پیش بینی هایی میدهد.. حال این منطق با پایه و اساس تحلیل بنیادی در تضاد است چون تحلیل بنیادی به چرایی عوامل توجه می کند ولی تکنیکال کاری به چرایی عوامل ندارد…

برای مثال اگر تقاضا بیش از عرضه باشد فاندامنتالیست خواهد گفت که قیمت بالا می‌رود آشنایی با منطق بازارهای مالی در حالیکه چارتیست با دیدن رشد قیمت خواهد گفت که تقاضا بیشتر از عرضه بوده است.

۲- قیمت در یک روند حرکت می کند.

تفسیر جمله فوق خیلی ساده است.. وقتی نوسانات بازار با روند حرکتی فعلی مطابقت داشته باشد، این حرکت قابل تحلیل است و برعکس ، یک بازار آشفته قابل تحلیل نیست… با مسلم دانستن اینکه حرکت قیمت، ناشی از روند حرکتی پیش رو است دو مطلب قابل ذکر است.

اول اینکه ترند جاری با احتمال بیشتری ادامه خواهد یافت و روی خودش برنخواهد گشت، (آشنایی با منطق بازارهای مالی البته به استثنای بعضی بی‌نظمی‌ها در حرکت بازار) و دوم اینکه ترند جاری ادامه خواهد یافت مادامیکه ترند مخالف جایگزین آن شود.

تحلیل گران تکنیکال عقیده دارند که تشخیص روند امکان پذیر است و میشود بر مبنای روند پیش روی قیمت اقدام به سرمایه‌گذاری و خرید کرد.

یک منطق محض در تحلیل تکنیکال وجود دارد و آن این است که یک تحلیل‌گر تکنیکی قیمت همه چیز را می‌داند ولی ارزش (واقعی) هیچ چیز را نمی‌داند !

تحلیل گران تکنیکال فقط با دو چیز سروکار دارند:۱- قیمت فعلی چیست؟۲- سابقه تغییرات قیمت چگونه بوده است؟

قیمت، نتیجه تقابل نهایی نیروهای عرضه و تقاضا برای یک سهم است. هدف تحلیل‌گر پیش‌بینی جهت تغییرات قیمت آتی است… تحلیل تکنیکی فقط بر روی قیمت و فقط قیمت، متمرکز است اما بنیادی ها به دنبال چرایی قیمت می گردند. به عبارتی می توان گفت تکنیکی‌ها به دلایل فاندامنتالی ها در مورد چرایی قیمت با دید تردید نگاه می‌کنند. تحلیل گران تکنیکال معتقدند بهترین کار این است که به دنبال چیستی قیمت باشیم و به چرایی آن اهمیت ندهیم. چرا قیمت بالا می‌رود؟ به خاطر بیشتر بودن خریداران (تقاضا) نسبت به فروشندگان (عرضه)..

“” ارزش هر چیز برابر با پولی است که یک فرد حاضر است برای آن بپردازد در این صورت چه لزومی دارد بدانیم چرا…!؟ “”

۳- تاریخ تکرار می شود

” تاریخ تکرار می شود “ جمله معروفی است اما بگذارید در مودش صحبتی داشته باشیم.. ببینید بین تحلیل تکنیکال ، حرکت قیمت ها و روانشناسی انسان ها همیشه ارتباطی وجود داشته..

در این صورت اگر به گذشته قیمت نگاهی بیندازیم الگوهای قیمتی را شناسایی می کنیم که حالات روانشناسانه بازار را به مانشان میدهد . این الگوها وضعیت روانی حاکم بر بازار را نشان می دهد که آیا بازار صعودی است یا نزولی..

این الگوها در گذشته بوده واکنون هم می تواند استفاده شود چون اساس آن بر روی روانشناسی انسان است که در طول سال ها بدون تغییر مانده است. حال ما عبارت تاریخ تکرار می شود را به این صورت بیان می کنیم که:

گذشته چراغ راه آینده است یعنی بررسی نوسانات قیمت در گذشته، آینده احتمالی بازار را به ما نشان می دهد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا